می توان متفاوت از قبل شد

متن مرتبط با «نامه ی یزدگرد سوم» در سایت می توان متفاوت از قبل شد نوشته شده است

آرزوهایم

  • نیلوبلاگ

    آرزوهايم دور درازند... تا آنجا كه براي ديدنشان بايد كمي پابلندي كنم. چه لذتي دارد وقتي گهگاه از ديوار پرچين دلم به آرزوهايم سَرَك ميكشم و آن ها را ميبينم كه دوان دوان به من نزديك ميشوند......

    ادامه مطلب
  • رباعی زیبا از خیام عزیز

  • نیلوبلاگ

    یک روز ز بند عالم آزاد نیم یک دم زدن از وجود خود شاد نیم شاگردی روزگار کردم بسیار در کار جهان هنوز استاد نیم ...

    ادامه مطلب
  • تلنگری از رهی معیری

  • نیلوبلاگ

    از ظلم حذر کن اگرت باید ملک در سایهٔ معدلت بیاساید ملک با کفر توان ملک نگه داشت ولی با ظلم و ستمگری نمیپاید ملک...

    ادامه مطلب
  • غیر قابل درک

  • نیلوبلاگ

    من هیچ وقت نفهمیدم عشق یعنی چی؟ نمی گم وجود نداره اما برای من قابل لمس و درک نیست و نمی تونم متوجه بشم کسی که عاشق دیگری میشه دقیقاً چه تحولی درونش اتفاق میفته و عشق در بنیان عواطفش چه نقشی داره و مع...

    ادامه مطلب
  • هیچ لحظه ای دوبار تکرار نمی شود

  • نیلوبلاگ

    عمر کوتاه است،حتی از نوع هزار ساله اشدنیا بسیار کوچک است،با تمام اقیانوس ها و قاره ها و شهرها و ده کوره هایشقدرتِ زمان بیشتر از زورِ بازوی حافظه ی ماست.از این روی، فراموشی در پیکرِ روح پیچیده و موزون ما بی جهت گنجانده نشده.لذتبخش ترین خوشی ها همچون باد بهاری گذرا وعظیم ترین غم ها نیز، چون طوفانهای استوایی، بالاخره پایانی دارند. آموخته ام باید زندگی کنم.حتی در دشوارترین شرایطسرپا بایستم،محتوای تلخ موقعیت را بنوشم،هر آن چه هست، بگذارم و بگذرمو طبیعتاً به "زندگی کردن" مشتاق تر شوم... آموخته ام باید خودم باشماحساسم را به راحتی پرواز دهم،قفس سکوت و خودخوری هایم را بشکنمو هیچ گاه حسرت هیچ ناگفته ای را بر دلم حک نکنم... هر "لحظه" یک نوزاد است که متولد می شود و قصه ی خودش را دنبال می کند...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی های ارزشمند

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی یه حس خوبه که هر وصله ای بهش میچسبه جز هوس.از این که بگذریم، شاید عطر وابستگی ازش به مشام برسه.ولی وابستگی، یعنی عدم توانایی برای ترک کردن.ترک کردن و بی عاطفگی هنر نیست ولی متاسفانه انجامش راحته.دلتنگی یه نفر برای تو، یعنی یک لحظه بیشتر از لحظات قبل، توی فکرش پُررنگ شدی و اون آدم فقط توی اون لحظه اِبرازش کرده.زندگی خیلی کوتاهه، با نگرانی بیهوده، خودتو تغییر نده. نه برای خودت نه برای دیگران.از دلتنگی کسی نسبت به خودت نگران نباش. بجاش خوشحال باش که میتونی گاهی در طول روز موردی برای دلتنگی یه نفر یا چند نفر دیگه باشی. شنبه 12 تیر 13952:17 بعدازظهربرچسبها: گاه و بیگاه +نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۵ساعت14:12&nbsp توسطمهسا | ...

    ادامه مطلب
  • افسردگی، مهمان ناخوانده یا خوانده؟

  • نیلوبلاگ

    سلام اولین صبح زمستونی سال 1395 بخیر هوا سرد و عالیه. لذتبخش و سرحال کننده. اونقدر عالی که حال نه چندان خوش یکی مثل منو میتونه تغییر بده. چقدر سالها، هفته ها و روزها و شبها زود میگذره! پاییز هم رفت... نمیدونم چرا این روزها دلم برای دیروزهام تنگ میشه. همه اش احساس میکنم که باید از دیروزم بیشتر و بهتر استفاده میکردم. همه اش احساس میکنم که چیزی رو از دست داده ام. هر چی هست، احساس خوبی نیست. چون غمگینم میکنه. نمیدونم این احساس علامتی از افسردگی حساب میشه یا نه. ولی یک جور حس کرختی و لمس بودن بهم میده. چند روزه که در طول روز دو سه مرتبه به خودم میام و میبینم چند دقیقه ای هست که رفته ام توی فکر و چشمام بی دلیل به نقطه ی خاصی خیره شده و احساس میکنم صورتم حالتی شبیه شمع آب شده رو پیدا کر...

    ادامه مطلب
  • بهترین هدیه برای خانم ها چیست؟

  • نیلوبلاگ

    امروز در یکی از وبسایت هایی که معمولاً هر روز بهش سر میزنم (و شامل پُستهاییست مثل اخبار، مطالب سرگرمی و بازی، مقاله های علمی-بهداشتی-پزشکی-آشپزی-آرایش و مد و...) نوشته بود بهترین هدیه برای خانم ها چیست؟ و از کاربران در این باره نظرخواهی کرده بود.این پرسش انگیزه ای شد تا چیزی در این خصوص، اینجا بنویس...

    ادامه مطلب
  • سقفی برای دلتنگی هایم

  • نیلوبلاگ

    برای دیدن در اندازه ی بزرگتر، روی تصویر کلیک کنین...

    ادامه مطلب
  • افسردگی، مهمان ناخوانده یا خوانده؟

  • نیلوبلاگ

    سلاماولین صبح زمستونی سال 1395 بخیر هوا سرد و عالیه. لذتبخش و سرحال کننده. اونقدر عالی که حال نه چندان خوش یکی مثل منو میتونه تغییر بده. چقدر سالها، هفته ها و روزها و شبها زود میگذره! پاییز هم رفت... نمیدونم چرا این روزها دلم برای دیروزهام تنگ میشه. همه اش احساس میکنم که باید از دیروزم بیشتر و بهتر...

    ادامه مطلب
  • حیف است لحظه هایمان...

  • نیلوبلاگ

    دروغ است اگر خاموشی هایم را به پای دلخوری های گهگاهم از تو ننویسمامامهر و مهربانی، شکوفه های قلبم را طراوت می بخشدو مادامی که نگاه اندوهگین خود را در آینه می بینم، حس شیرینی زندگی و درک زیبایی بی نهایتش برایم میسر نمی شود. حیف است این همه زیبایی، این همه حلاوتکه در پای دیو اندوه و رنجیدگی و کینه جان...

    ادامه مطلب
  • نامه ی دوم

  • نیلوبلاگ

    اُتانازی...

    ادامه مطلب
  • نامه ی سوم

  • نیلوبلاگ

    مهمانی...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی های ارزشمند

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی یه حس خوبه که هر وصله ای بهش میچسبه جز هوس.از این که بگذریم، شاید عطر وابستگی ازش به مشام برسه.ولی وابستگی، یعنی عدم توانایی برای ترک کردن.ترک کردن و بی عاطفگی هنر نیست ولی متاسفانه انجامش راحته.دلتنگی یه نفر برای تو، یعنی یک لحظه بیشتر از لحظات قبل، توی فکرش پُررنگ شدی و اون آدم فقط توی اون لحظه اِبرازش کرده.زندگی خیلی کوتاهه، با نگرانی بیهوده، خودتو تغییر نده. نه برای خودت نه برای دیگران.از دلتنگی کسی نسبت به خودت نگران نباش. بجاش خوشحال باش که میتونی گاهی در طول روز موردی برای دلتنگی یه نفر یا چند نفر دیگه باشی. شنبه 12 تیر 13952:17 بعدازظهر...

    ادامه مطلب
  • مهم تویی

  • نیلوبلاگ

    فردا تمام میشود.همه چیز را تمام می کنم.درد کشیدن کافیست. بلاتکلیفی بس است.ما فرصت کمی داریم. وقتی برای خون دل خوردن نیست.باید از زندگی لذت برد.باید پادشاه زندگی خود باشیم.باید دستور، دستور ما باشد. هر آنچه می خواهی را طلب کن.تو دنیای خود را داری. پس آن را بساز، بدون توجه به افکار و خواسته های دیگران.اجازه نده دیگری روز و شب هایت را رنگ کند. حتی می توانی بخاطر خودت، روحت و ترحم های بیجایش را قربانی کنی.به هیچ کس اهمیت نده.هر چه می خواهد رخ دهد، مهم نیست.مهم تویی. تو...پس تمامش کن. جمعه اول امرداد 13952:27 بامداد...

    ادامه مطلب
  • نیایش در معبد بزرگ موسیقی

  • نیلوبلاگ

    گاهی دلم تنگ می شود.برای چه؟ برای که؟ برای کجا؟نمی دانم... خوشحال که می شومدلتنگ که می شومهیجان زده که می شومخشمگین که می شومسرگردان که می شومبه معبد می روم.معبد بزرگ موسیقی؛ امروزولیدلتنگم... جامه ی نیایش میپوشم و با پای برهنه بر پیشگاه خدای معبد -الهه ی ارواح بیدار- گام می نهم.مطابق آیین، چشم هایم را می بندم و با گام های بلند، به سوی محراب، روان می شوم.طنین نُت های هنرمندانه ی خدای بزرگ معبد، جانم را می پالاید.به وجد می آیم!و دیگر پیمودن ادامه ی مسیر به اراده ی من نیست.چه احساس غریبی! روح الهه ی این نیایشگاه را درک می کنم که رفته رفته با تمام جلال و ...

    ادامه مطلب
  • امید

  • نیلوبلاگ

    گاهی دلم خیلی میگیره خیلی الان هم از اون گاهی هاست. ولی امید دارم هنوز هم امید دارم. خدایا اگر صدامو میشنوی بذار امیدم جون بگیره. نذار نا امیدی رو باور کنم. ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    گواهی نامه ی نوع دوم | دومین نامه ی سردار اخراجی | زندگی نامه ی الکساندر دوما | گواهی نامه ی نوع دوم فرهنگیان | زندگی نامه ی امام دوم | پرسش نامه ی آمار دوم دبیرستان | زندگی نامه ی دافنه دوموریه | زندگی نامه ی سلیم دوم | نامه ی سوم نهج البلاغه | نامه ي يزدگرد سوم به عمر