خرید بک لینک
دیشب سنگینی بغض یک نفر گلوی مرا با تمام نیرویی که در عضلات غمناکش بود، فشرد

دیشب اشک های یک نفر، سر تا پای قلبم را خیس کرد.

دیشب صدای حسرت بار یک نفر، ناله های ضعیف و پر از اندوهش، پیرم کرد.

واااااای چقدر بد بود...

دیشب، شکستم.

کاش میشد زمان را به عقب برگرداند.

اما نه... شاید باید این روزها و شبها می آمدند و می رفتند.

شاید حکمتی بوده

اما حتی اگر حکمت هم بوده، من طاقتش را ندارم.

دلم تنگ است...

برچسب: دلم تنگ است,دلم تنگ است خدایا,دلم تنگ است دلم میسوزد از,دلم تنگ است این شبها,دلم تنگ است شعر,دلم تنگ است برایت,دلم تنگ است برای کودکی,دلم تنگ است از این دنیا,دلم تنگ است و,دلم تنگ است برای, نویسنده: رضا جعفری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:22

صفحه بندی